جلد فرهنگ‌نامه اطلس
خانه بازگشت فهرست
خانه
بازگشت
نشان برتری در هوش ساختاری
فرهنگ‌نامه اطلس — نخستین دریافت‌کننده نشان برتری در هوش ساختاری

فرهنگ‌نامه اطلس هوش ساختاری

فرهنگ‌نامه اطلس هوش ساختاری نخستین اثر در نوع خود است: یک مرجع تخصصی که واژگان کامل هوش ساختاری را بنیان‌گذاری می‌کند.

این نسخه آغازین، زبان این حوزه را تعریف می‌کند و تعاریف استاندارد فارسی را با لایه‌های زمینه‌ای هوش ساختاری ترکیب می‌نماید.

هدف فرهنگ‌نامه اطلس

فرهنگ‌نامه اطلس برای اهداف زیر ایجاد شده است:

ساختار مدخل‌ها

هر مدخل شامل موارد زیر است:

جایگاه در مجموعه اطلس

این جلد کتاب ۱ از مجموعه Atlas Signature Serie 200 است.

دسترسی

View on Amazon

دسترسی چندزبانه

در ۳۰ زبان موجود است.

درباره ناشر

منتشر شده توسط Structural Intelligence LLC.

استناد

فرهنگ‌نامه اطلس — نسخه نخست
© کلیه حقوق محفوظ است

مدخل‌های فرهنگ‌نامه

فرهنگ‌نامه اطلس تعاریف استاندارد را با تفسیر ساختاری ترکیب می‌کند و معنای عملیاتی و معماری هر واژه را آشکار می‌سازد.

هر واژه در دو سطح عمل می‌کند:

در ادامه، چند مدخل نمونه در قالب کامل ارائه شده است.

Arsenal — آرسنال

ar·se·nal — اسم

  1. مجموعه‌ای از سلاح‌ها، تجهیزات یا منابع برای یک هدف مشخص.
  2. محل نگهداری یا تولید سلاح.
  3. (مجازی) مجموعه‌ای از مهارت‌ها یا ابزارهای فرد.
  4. (هوش ساختاری) مجموعه کامل ابزارها، پروتکل‌ها و چارچوب‌های شناختی در اختیار یک سیستم یا عامل.

کاربرد: در هوش ساختاری، آرسنال نشان‌دهنده ظرفیت، آمادگی و عمق راهبردی است.

مثال: «آرسنال عملیاتی او شامل تمام ابزارهای لازم برای پایدارسازی سیستم بود.»

Assembly — اسمبلی / مونتاژ

as·sem·bly — اسم

  1. گروهی از افراد که برای هدفی مشترک گرد هم آمده‌اند.
  2. فرآیند سرهم‌کردن اجزای یک سازه یا دستگاه.
  3. نهاد قانون‌گذاری یا مشورتی.
  4. (هوش ساختاری) ترکیب ساختاریافته عناصر در یک پیکربندی عملیاتی یکپارچه.

کاربرد: در هوش ساختاری، مونتاژ همیشه هدفمند و مطابق طراحی کاننیکال است.

مثال: «مونتاژ کابین خلبان طبق توالی تعیین‌شده انجام شد.»

Assessment — ارزیابی

as·sess·ment — اسم

  1. عمل سنجش یا ارزیابی.
  2. ارزیابی کیفیت، ارزش یا عملکرد.
  3. فرآیند نظام‌مند جمع‌آوری و تفسیر اطلاعات.
  4. (هوش ساختاری) تشخیص ساختاریافته برای تعیین آمادگی، عملکرد یا انطباق با استانداردها.

کاربرد: در هوش ساختاری، ارزیابی یک فرآیند تشخیصی رسمی است.

مثال: «ارزیابی چند شکاف مهم را آشکار کرد که نیازمند اصلاح فوری بود.»

Asset — دارایی / سرمایه

as·set — اسم

  1. چیزی مفید یا ارزشمند.
  2. ملکی با ارزش اقتصادی.
  3. منبعی با اهمیت راهبردی یا عملیاتی.
  4. (هوش ساختاری) هر توانایی، پروتکل یا عنصر ساختاری که ثبات یا عملکرد سیستم را تقویت کند.

کاربرد: در هوش ساختاری، دارایی فقط مالی نیست؛ شامل توانایی‌ها و پروتکل‌ها نیز می‌شود.

مثال: «پروتکل تداوم به یکی از مهم‌ترین دارایی‌های سیستم تبدیل شد.»

Assignment — مأموریت / تخصیص

as·sign·ment — اسم

  1. وظیفه یا مسئولیتی که به فردی محول شده است.
  2. توزیع کار یا منابع.
  3. نقش یا وظیفه مشخص.
  4. (حقوقی) انتقال حقوق یا مالکیت.
  5. (هوش ساختاری) مسئولیت عملیاتی تعریف‌شده مطابق جریان کاری کاننیکال.

کاربرد: در هوش ساختاری، مأموریت یک واگذاری ساختاریافته مسئولیت است.

مثال: «او مأموریت را دقیقاً طبق پروتکل تعیین‌شده انجام داد.»

انتشارات هوش ساختاری
مشاهده همه کتاب‌های هوش ساختاری
راهنماهای سنتینل • فرهنگ‌نامه اطلس • راهنمای شفافیت و توسعه فردی
نشان اطلس